سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

146

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

اما زنيكه شوهرش وى را بشرح زير نه بار طلاق داده بر وى حرام ابدى است و به هيچ سببى بر او حلال نمىشود بعد از سه بار طلاق زن با مرد ديگر ازدواج نمود و پس از همبستر شدن و طلاق گرفتن از وى و انقضاء عدّه دومرتبه با شوهر اوّلش وصلت نمود و سپس بار ديگر از وى طلاق گرفت و بعد از طلاق سوّم كه در واقع طلاق ششم است شوهرى ديگر نظير محلل اوّل اختيار نموده و پس از طلاق از وى و انقضاء عدّه براى بار سوم به شوهر سابقش تزويج نمود و او سه بار ديگر زن را طلاق داد كه در مجموع طلاق نه بار واقع شد بعد از طلاق نهم زن بر شوهر حرام ابدى مىگردد . شارح ( ره ) در ذيل [ ينكحها رجلان ] مىفرماين : مقصود نكاح با دو محلّلى استكه بعد از طلاق سوّم و ششم واقع مىشود . و سپس مىفرماين : اينكه مرحوم مصنف بهرنه طلاق لفظ [ طلاق عددى ] را اطلاق فرموده بر سبيل حقيقت نبوده بلكه به عنايت مجاز مىباشد زيرا از هرسه طلاقى كه در خارج واقع مىشود سوّمين طلاق قطعا عدّى نبوده بلكه طلاق بائن مىباشد از اينرو در مجموع نه طلاق سه تا از آنها كه طلاق سوّم و ششم و نهم باشد بائن است . بنابراين اطلاق عدّى بر مجموع نه طلاق بيكى از دو وجه ذيل مىباشد : الف : بگوئيم چون اكثر آنها كه شش طلاق بود عدّى و اقل آنها كه سه تا باشد بائن هستند لاجرم از باب تغليب اسم اكثر بر اقل